روش شناسی تحقیق و اندازه گیری در روان شناسی سلامت
نادر حاجلو؛ حسن عبدالهزاده؛ علی سلمانی؛ آیسان شارعی؛ نگار فرهودی
چکیده
مقدمه: سردرد تنشی بهعنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامهی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته ...
بیشتر
مقدمه: سردرد تنشی بهعنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامهی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته کیفی-کمّی است. بخش کیفی تحقیق بهمنظور استخراج گویههای مورد استفاده در تدوین پرسشنامه به روش استقرایی انجام گرفت. در بخش کمّی، به منظور بررسی روایی و پایایی ابزار تدوین شده، از روش توصیفی در قالب مطالعات روانسنجی استفاده شد. جامعهی آماری پژوهش در بخش کمّی را تمامی افراد مبتلا به سردردهای تنشی بر اساس معیارهای تشخیص سیستم بینالمللی طبقهبندی اختلالات سردرد (ICHD-3) در سال 1404 تشکیل دادند. نمونه پژوهش حاضر از چهار شهر به تعداد 240 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامهی سردردهای تنشی (1404)، پرسشنامهی شدت علایم میگرن نجاریان (1376) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. دادهها به کمک نرمافزارهای SPSS.26 و LISREL.10.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این پرسشنامه و خرده مقیاسهای آن از پایایی مناسبی (α >70/0) برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت بین متغیر سردردهای تنشی با شدت علایم میگرن (001/0>P و 750/0=r) نشاندهنده روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی بین متغیر بهزیستی روانشناختی (05/0>P و 155/0-=r) نشاندهنده روایی واگرای مناسب میباشد. شاخصهای برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این پرسشنامه را تأیید کرد (001/0>P).نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامهی سردردهای تنشی پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیتهای بالینی و پژوهشی میباشد.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
آرزو مرادی تولائی؛ ایمان الله بیگدلی؛ علی مشهدی؛ مهدی رزم آرا؛ محمد جفرانی
چکیده
مقدمه: ریزش مویسکهای یک بیماری مزمن چند عاملی است که سببشناسی دقیق آن شناسایی نشده است، لیکن مطالعات مختلف نقش عوامل روانی را در بهوجود آمدن این بیماری مطرح میکنند. با توجه به نگاه عمیق رویکرد فراتشخیصی به سببشناسی اختلالات، هدف این مطالعه مدلیابی عوامل روانشناختی پیشایند و پیامد بیماری ریزش مویسکهای بر اساس ...
بیشتر
مقدمه: ریزش مویسکهای یک بیماری مزمن چند عاملی است که سببشناسی دقیق آن شناسایی نشده است، لیکن مطالعات مختلف نقش عوامل روانی را در بهوجود آمدن این بیماری مطرح میکنند. با توجه به نگاه عمیق رویکرد فراتشخیصی به سببشناسی اختلالات، هدف این مطالعه مدلیابی عوامل روانشناختی پیشایند و پیامد بیماری ریزش مویسکهای بر اساس رویکرد فراتشخیصی میباشد.روش: نمونهی این مطالعه را200 نفر از بیماران مبتلا به بیماری ریزش موی سکهای مراجعهکننده به کلینیکهای پوست دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشکیل دادند که از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامهی چند بعدی اختلالات هیجانی، پرسشنامه حساسیت اضطرابی فلوید، پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان، پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربی و فرم کوتاه پرسشنامه ذهنآگاهی فرایبورگ بودند که بصورت خودگزارشی توسط بیماران تکمیل گردند.یافتهها: نتایج حاکی از آن بود که روانرنجورخویی و حساسیت اضطرابی بهعنوان متغیرهای پیشبین، اختلالات هیجانی در بیماران را پیشبینی میکنند. ذهنآگاهی در این مطالعه به عنوان متغیر میانجی شناسایی شد، لیکن نقش میانجی متغیرهای بدتنظیمی هیجان و اجتناب تجربی در این مدل تایید نشد (p<0.05)، نقش تعدیلکننده سن و جنس در مطالعه حاضر، معنیدار نبود. دراین مطالعه همبستگی معنیداری بین تمام متغیرها به جز تنظیم هیجان با شدت بیماری برقرار بود.نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، فاکتورهای زیربنایی فراتشخیصی در شکلگیری و روند ریزش موی سکهای نقش دارند و جهت درمان این بیماری می بایست برنامه های درمانی جامع بصورت ترکیبی با تاکید بر عوامل زیربنایی شکل دهنده ی بیماری درنظر گرفته شود.
7. نقش روان شناسی سلامت در ارتقای نظام بهداشتی
فرشته نعیمی؛ مهدیه صالحی؛ فاطمه گلشنی
چکیده
مقدمه: سلامت معنوی به عنوان یک بعد فردی و اجتماعی نقش مهمی در طی زندگی فرد و جامعه دارد و توجه روزافزونی را به خود اختصاص داده است. بنابراین هدف پژوهش مدلیابی سلامت معنوی بر اساس امید به زندگی و جهتگیری مذهبی با میانجیگری نظمجویی هیجانی و تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در بین دانشجویان است.روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی ...
بیشتر
مقدمه: سلامت معنوی به عنوان یک بعد فردی و اجتماعی نقش مهمی در طی زندگی فرد و جامعه دارد و توجه روزافزونی را به خود اختصاص داده است. بنابراین هدف پژوهش مدلیابی سلامت معنوی بر اساس امید به زندگی و جهتگیری مذهبی با میانجیگری نظمجویی هیجانی و تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در بین دانشجویان است.روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری 4000 نفر از دانشجویان (مرد و زن) دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تعداد 352 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت (1950)، امید به زندگی اشنایدر (۱۹۹۱)، سلامت معنوی الیسون (1982)، نظمجویی هیجانی گرانفسکی (۲۰۰۱) و تحمل ناراحتی سیمونز (۲۰۰۵) بود. تجزیه و تحلیل دادهها شامل آمار توصیفی و در بخش استنباطی از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار Smart pls4 استفاده شده است.یافتهها: نتایج نشان میدهد به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را متغیر امید به زندگی (β=0.415) و جهتگیری مذهبی (β=0.369) بر سلامت معنوی دانشجویان با مقدار p<0.05 داشتهاند.نتیجهگیری: امید به زندگی و جهتگیری مذهبی نقش مهمی در سلامت معنوی افراد دارند و متغیر جنسیت نقش تعدیلگر در این فرآیند ندارد و تفاوت معناداری در خصوص تاثیرگذاری آیتمهای روانشناسی فوق بر سلامت معنوی در دو گروه دانشجویان مرد و زن وجود ندارد.
میانجی گرهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با سلامت
نرگس رئوفی عادگانی؛ مریم زرنقاش؛ مجید برزگر؛ نادره سهرابی شگفتی
چکیده
مقدمه: سرطان دوران کودکی به عنوان بیماری تهدیدکننده زندگی هستند، و پیامدهای چشمگیری برای والدین دارد. هدف از این پژوهش مدل علی فرسودگی والدگری در مادران دارای کودک مبتلا به سرطان بر اساس دلبستگی مادرانه با نقش واسطهای بهوشیاری مادر بود.روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری مادران دارای کودک مبتلا به سرطان ...
بیشتر
مقدمه: سرطان دوران کودکی به عنوان بیماری تهدیدکننده زندگی هستند، و پیامدهای چشمگیری برای والدین دارد. هدف از این پژوهش مدل علی فرسودگی والدگری در مادران دارای کودک مبتلا به سرطان بر اساس دلبستگی مادرانه با نقش واسطهای بهوشیاری مادر بود.روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری مادران دارای کودک مبتلا به سرطان زیر 14 سال مراجعه کننده به بیمارستان امید اصفهان در سال 1403 بودند. حجم نمونه ۲50 نفر و به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای فرسودگی والدگری (PBA) (روسکام و همکاران، 2018)، سبک دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) و پنج وجهی ذهنآگاهی(FFMQ) (بائر و همکاران،2006) پاسخ دادند. سپس الگوی پیشنهادی از طریق مدل معادلات ساختاری و با نرم افزارهای SPSS- 26 و AMOS- 24 تحلیل شد.یافتهها: : نتایج یافتهها نشان داد که رابطه مستقیم سبک دلبستگی ایمن (05/0>p و213/0-= β). سبک دلبستگی اجتنابی (05/0>p و256/0-= β)، رابطه مستقیم سبک دلبستگی اضطرابی (05/0>p و 137/0β=)، بهوشیاری (05/0>p و 66/0- =β) با فرسودگی والدگری رابطه معنیدار داشت. همچنین اثر رابطه غیر مستقیم سبکهای دلبستگی (ایمن، اضطرابی، اجتنابی) با فرسودگی والدگری با نقش میانجی بهوشیاری معنیدار به دست آمده است(001/0>p).نتیجهگیری: مدل ساختاری پژوهش برازش مطلوبی داشت. و این گام مهمی در جهت شناخت عوامل موثر بر فرسودگی والدگری مادران دارای کودک مبتلا به سرطان می باشد.
1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
مینو ایرانی؛ حسین زارع؛ محمد اورکی؛ عزت الله کردمیرزانیکوزاده؛ امین رفیعی پور
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر شفقتورزی بر خود و مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اصلاح شاخصهای روانی، اجتماعی و زیستی، زنان مبتلابه لوپوس بود.روش: این مطالعه به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان بیمار دارای بیماری لوپوس ...
بیشتر
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر شفقتورزی بر خود و مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اصلاح شاخصهای روانی، اجتماعی و زیستی، زنان مبتلابه لوپوس بود.روش: این مطالعه به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان بیمار دارای بیماری لوپوس (45 نفر) که در زمان مطالعه ساکن تهران بودند و برای درمان به بیمارستانهای دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر از بین زنان بیمار دارای بیماری لوپوس، بهصورت در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی با روش قرعهکشی در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش (آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش مبتنی بر شفقتورزی و گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنیهای دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش مبتنی بر شفقتورزی قرار گرفتند و در طول دوره مداخله گروه گواه تحت آموزشی قرار نگرفتند و صرفاً در جلسات مشاوره با پزشک معالج خود بودند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامههای کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) و پرسشنامه مقیاس اضطراب و افسردگی هاسپیتال[1] (1983) بود که قبل، بلافاصله بعد از آموزش و دو ماه بعد از آموزش توسط هر سه گروه تکمیل شد.یافتهها: نتایج نشان داد، بین دو گروه آزمایش (مداخله آموزشی مبتنی بر شفقتورزی با آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد) ازنظر بهبود شاخص روانی بلافاصله بعد از مداخله (974/0=P) و دو ماه بعد (995/0=P)، بهبود شاخص اجتماعی بلافاصله بعد از مداخله (216/0=P)و دو ماه بعد از مداخله (851/0=P) و بهبود شاخص زیستی بلافاصله بعد از مداخله (458/0=P) و دوماه بعد از مداخله (951/0=P) تفاوت معنیداری مشاهده نشد.نتیجهگیری: بهطورکلی نتایج بهدستآمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است و هر دو روش مداخله موجب بهبود میانگین زیستی، بهبود شاخص روانی شاخص اجتماعی شده است.
1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
نرجس عامری؛ محمود نجفی
چکیده
مقدمه: اشتیاق و آمادگی برای تغییر اولین گامهای حیاتی در پیشگیری از بازگشت به وابستگی به مواد است. بنابراین، بررسی آن برای مداخلات درمانی موثر ضروری است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه بین ذهنآگاهی با اشتیاق و آمادگی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون بود.روش: ...
بیشتر
مقدمه: اشتیاق و آمادگی برای تغییر اولین گامهای حیاتی در پیشگیری از بازگشت به وابستگی به مواد است. بنابراین، بررسی آن برای مداخلات درمانی موثر ضروری است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه بین ذهنآگاهی با اشتیاق و آمادگی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون بود.روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. از میان بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعهکننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 با توجه به ملاکهای ورود و خروج، 312 نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس مراحل آمادگی برای تغییر و اشتیاق درمان میلر و تونیگان (1997)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006)، پرسشنامه تجربهها فرسکو و همکاران (2007) و پرسشنامه تلاش برای اجتناب از حقارت گیلبرت و همکاران (2007) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که ذهنآگاهی بر اشتیاق و آمادگی به درمان اثر مستقیم و معناداری دارد (001/0>P و 276/0β =). همچنین، اثر مستقیم ذهنآگاهی بر تمرکززدایی (416/0β =) و اجتناب از حقارت (468/0β =) به صورت مثبت و اثر تمرکززدایی (237/0β =) و اجتناب از حقارت (403/0β =) بر اشتیاق و آمادگی به درمان نیز به صورت مثبت در سطح (001/0>P) معنادار شدند و تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه ذهن آگاهی و اشتیاق و آمادگی به درمان نقش واسطهای دارد (001/0>P و 287/0β =). در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود.نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که افزایش تمرکززدایی، ذهنآگاهی و تلاش برای جبران حقارت میتواند به طور قابلتوجهی به افزایش اشتیاق و آمادگی برای تغییر در افراد وابسته به مواد کمک کند.