بیماریهای مزمن مانند سرطان،دیابت،ایدز، قلبی-عروقی ، ام اس و ....
رقیه عسگرنژاد؛ عاطفه حجتی
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اصلی مدلیابی معادلات ساختاری علائم جسمانی سازی بر اساس سازمان شخصیت با توجه به نقش واسطهای احساس گرفتاری در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان مبتلا به سرطان پستان دارای پرونده در بیمارستان شهدای تجریش شهر تهران ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اصلی مدلیابی معادلات ساختاری علائم جسمانی سازی بر اساس سازمان شخصیت با توجه به نقش واسطهای احساس گرفتاری در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان مبتلا به سرطان پستان دارای پرونده در بیمارستان شهدای تجریش شهر تهران در سال 1402-1403 بود. از میان جامعه آماری نمونهای به تعداد 200 نفر در نظر گرفته شد که به شیوه نمونه گیری هدفمند به پژوهش وارد شدند. سپس چک لیست نشانگان استرس (SSC) چنگ و حامید (1996)، پرسشنامه سازمان شخصیت (POQ) کرنبرگ (2002) و پرسشنامه احساس گرفتاری (EQ) گیلبرت و آلن (1998) میان شرکت کنندگان توزیع شد. بعد از تکمیل پرسشنامهها، برای توصیف دادهها از روشهای آمار توصیفی و برای آزمون فرضیات از آزمون معادلات ساختاری به شیوه تحلیل مسیر از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که سازمان شخصیت با ضریب استاندارد 473/0 و احساس گرفتاری با ضریب استاندارد بتا 263/0 اثر مثبت و معناداری در سطح 05/0 بر علائم جسمانیسازی داشته است. همچنین متغیر سازمان شخصیت با ضریب استاندارد 156/0 اثر غیر مستقیم و معناداری بر علائم جسمانی سازی با میانجیگری احساس گرفتاری داشته است. در نهایت متغیر سازمان شخصیت با ضریب استاندارد 593/0 اثر مثبت و مستقیمی در سطح 05/0 بر احساس گرفتاری داشته است.نتیجهگیری: بر این اساس میتوان نتیجه گرفت سازمان شخصیت بهطور مستقیم و از طریق نقش میانجی احساس گرفتاری، تأثیر معناداری بر علائم جسمانیسازی در زنان مبتلا به سرطان پستان دارد.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
حسین حاجی علی اکبری؛ عباس مختاری
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف مدلیابی معادلات ساختاری پیشبینی رضایت از زندگی بر اساس شدت علائم سندرم روده تحریکپذیر و استرس ادراکشده: نقش میانجی فاجعهسازی درد، حساسیت اضطرابی، تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر انجام شد.روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف مدلیابی معادلات ساختاری پیشبینی رضایت از زندگی بر اساس شدت علائم سندرم روده تحریکپذیر و استرس ادراکشده: نقش میانجی فاجعهسازی درد، حساسیت اضطرابی، تنظیم هیجان و انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر انجام شد.روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر شهر اصفهان در سال 1404 بودند که با روش نمونهگیری در دسترس 200 نفر انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه شدت علائم سندرم روده تحریکپذیر صولتی (1387)، استرس ادراکشده کوهن و همکاران (1983)، رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، فاجعهسازی درد رحمتی و همکاران (1396)، حساسیت اضطرابی ریس و پترسون (1986)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003)، انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری از نوع تحلیل مسیر تحلیل شدند. نرم افزار تحلیل دادهها برنامه SPSS و AMOS نسخه 26 و 24 بود.یافتهها: یافتهها نشان داد شدت علائم روده تحریکپذیر بر فاجعهسازی درد (β=0/25, p<0/01) و حساسیت اضطرابی (β=0/49, p<0/01) اثر مثبت و معنادار دارد، استرس ادراکشده با حساسیت اضطرابی (β=0/18, p<0/01)، فاجعهسازی درد (β=0/18, p<0/01) و رضایت از زندگی (β=0/21, p<0/01) رابطه مثبت و معنادار داشت. تنظیم هیجان (β=0/24, p<0/01) و انعطافپذیری شناختی (β=0/23, p<0/01) پیشبین مثبت و معنادار رضایت از زندگی بودند.نتیجهگیری: باتوجهبه یافتههای پژوهش و اهمیت نقش متغیرهای میانجی، طراحی کارگاهها و برنامههایی برای ارتقای مهارتهای مقابلهای سازگارانه (مانند حل مسئله، ذهنآگاهی و پذیرش) این جامعه ضروری است.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
عین اله سکینه پور؛ سعداله هاشمی
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تمرینات اصلاحی بر اضطراب بدنی-اجتماعی، رفتارهای تکانشی، خودتنظیمی هیجانی، درد و بهبود وضعیت بدنی در دانشآموزان مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی انجام شد.
روش: روش تحقیق پژوهش حاضر نیمهتجربی بود. طرح پژوهش از نوع مداخلهای با پیشآزمون پسآزمون و همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۶۰ ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تمرینات اصلاحی بر اضطراب بدنی-اجتماعی، رفتارهای تکانشی، خودتنظیمی هیجانی، درد و بهبود وضعیت بدنی در دانشآموزان مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی انجام شد.
روش: روش تحقیق پژوهش حاضر نیمهتجربی بود. طرح پژوهش از نوع مداخلهای با پیشآزمون پسآزمون و همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۶۰ دانشآموز ۱۱ تا ۱۸ساله دارای ناهنجاریهای سر به جلو، شانه گرد و کایفوز بود که بهصورت در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه تمرینات اصلاحی (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) جایگزین شدند. در ابتدا و انتهای ٨ جلسه تمرینات اصلاحی، متغیرهای اضطراب بدنی-اجتماعی، تکانشگری، خودتنظیمی هیجانی و وضعیت بدنی (زاویه سر به جلو، شانه گرد و کایفوز) و درد با استفاده از پرسشنامههای استاندارد و روشهای عکسبرداری ارزیابی شد. گروه آزمایش طی ۸ هفته، سه جلسه در هفته یک ساعت تمرینات اصلاحی را انجام دادند؛ درحالیکه گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیرهای اضطراب بدنی اجتماعی (اندازه اثر= 88/0)، تکانشگری (اندازه اثر=89/0)، خود تنظیمی هیجانی (اندازه اثر= 91/0)، زاویه سر به جلو (اندازه اثر= 91/0)، شانه گرد (اندازه اثر= 90/0)، و کایفوز (اندازه اثر= 89/0)، و درد (اندازه اثر= 90/0)، در دانش آموزان با ناهنجاری سندرم متقاطع فوقانی وجود داشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که تمرینات اصلاحی میتواند سبب کاهش اضطراب بدنی اجتماعی، تکانشگری، خود تنظیمی هیجانی، زاویه سر به جلو، شانه گرد، کایفوز و درد شود. و میتوان این مداخله را به روانشناسان و مشاوران توصیه کرد.
8. ارتقای سلامتی از طریق ورزش،پیروی دارویی و تغذیه
امیرحمزه سبزی؛ فرناز ترابی؛ عالیه امینی
چکیده
مقدمه: افزایش سن با کاهش تدریجی عملکرد سیستمهای حسی-حرکتی، بهویژه سیستم دهلیزی، همراه است که منجر به افت قابل توجه در تعادل، قدرت عضلانی و در نتیجه افزایش خطر سقوط و کاهش کیفیت زندگی در سالمندان میشود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک دوره دوازده جلسهای تمرینات تحریک دهلیزی بر تعادل ایستا و پویا، قدرت و انعطافپذیری در زنان سالمند ...
بیشتر
مقدمه: افزایش سن با کاهش تدریجی عملکرد سیستمهای حسی-حرکتی، بهویژه سیستم دهلیزی، همراه است که منجر به افت قابل توجه در تعادل، قدرت عضلانی و در نتیجه افزایش خطر سقوط و کاهش کیفیت زندگی در سالمندان میشود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک دوره دوازده جلسهای تمرینات تحریک دهلیزی بر تعادل ایستا و پویا، قدرت و انعطافپذیری در زنان سالمند غیرفعال انجام شد.
روش: این مطالعه بهصورت نیمهتجربی و با طرح پیشآزمون و پسآزمون روی دو گروه تجربی و کنترل انجام گرفت. سی نفر از زنان سالمند (میانگین سنی: 5/4±66 سال) به صورت تصادفی در دو گروه تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت چهار هفته، سه جلسه در هفته، تحت پروتکل تمرینات تحریک دهلیزی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل در این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکرد. تمرینات دهلیزی شامل تمرینات ثبات نگاه، پایداری وضعیتی و تعادل پویا بود. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله به وسیله آزمون استورک (جانسون و نلسون، 1968) برای سنجش تعادل ایستا، آزمون پله (هیل و همکاران، 1996) برای سنجش تعادل پویا، آزمون صندلی ایستاده (ریکی و جونز، 1999) برای سنجش قدرت عضلانی و آزمون ولز (ولز و دیلون، 1952) برای سنجش انعطاف پذیری ارزیابی شدند. دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس با کنترل اثر پیشآزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که پس از حذف اثر نمرات پایه، تمرینات تحریک دهلیزی تأثیر معنیداری بر تعادل ایستا (24/0=2η، 001/0>p، ۱۴/27= 1،27F)، تعادل پویا (21/0=2η، 05/0>p، 75/8= 1،27F)، قدرت عضلانی (23/0=2η، 05/0>p، 74/5= 1،27F) و انعطاف پذیری (17/0=2η، 05/0>p، 21/4= 1،27F) داشت. گروه تجربی در پسآزمون بهطور قابل ملاحظهای نسبت به گروه کنترل بهبود یافتند. بیشترین حجم اثر بر روی تعادل ایستا مشاهده شد.
نتیجهگیری: تمرینات تحریک دهلیزی یک مداخله چندبعدی و مؤثر برای ارتقاء سلامت جسمانی زنان سالمند است. این برنامه نه تنها پایداری وضعیت بدنی را بهبود میبخشد، بلکه بهطور غیرمستقیم از طریق تقویت رفلکس دهلیزی-نخاعی و افزایش اعتماد به نفس حرکتی، منجر به بهبود قدرت عملکردی و انعطافپذیری نیز میشود. پیشنهاد میگردد این پروتکل در برنامههای توانبخشی و پیشگیری از سقوط سالمندان گنجانده شود.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
لیلا تقی زاده نیق؛ عزتاله احمدی؛ کریم عبدالمحمدی
چکیده
مقدمه: ترس از عود بیماری، یکی از شایعترین مشکلات روانشناختی در نجاتیافتگان از سرطان است که کیفیت زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی معادلات ساختاری ترس از عود بیماری بر اساس خودشفقتورزی و ذهنآگاهی با نقش میانجیگر تابآوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.
روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی ...
بیشتر
مقدمه: ترس از عود بیماری، یکی از شایعترین مشکلات روانشناختی در نجاتیافتگان از سرطان است که کیفیت زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی معادلات ساختاری ترس از عود بیماری بر اساس خودشفقتورزی و ذهنآگاهی با نقش میانجیگر تابآوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.
روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران سرطانی عضو انجمن پژواک شهر تبریز در سال 1402-1403 بود که از میان آنها 150 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادههای پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامههای ترس از عود (FCRI-SF) سیمارد و ساوارد (2009)، پرسشنامه شفقت به خود (SCS-SF) رائس و همکاران (2011)، پرسشنامه ذهنآگاهی فرایبورگ (FMI-SF) والاچ و همکاران (2006) و پرسشنامه تابآوری کانور و دیویدسون (CD-RISC-10) کمپبل-سیلس و استاین (۲۰۰۷) بود. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS24 و SmartPLS3 انجام شد.
یافتهها: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که خودشفقتورزی (47/0-)، ذهنآگاهی (48/0-) و تابآوری (49/0-) با ترس از عود رابطه منفی و معناداری دارند (01/0p<). مدلیابی معادلات ساختاری نیز آشکار کرد که خودشفقتورزی (26/0-) و ذهنآگاهی (60/0-) بهطور مستقیم، و همچنین بهطور غیرمستقیم از طریق میانجیگری تابآوری، تأثیر منفی و معناداری بر ترس از عود بیماری دارند. مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود.
نتیجهگیری: یافتهها نقش میانجی تابآوری را بهعنوان سازوکاری مهم در رابطه خودشفقتورزی و ذهنآگاهی با ترس از عود برجسته میسازد. تقویت این مؤلفهها میتواند در طراحی مداخلات روانشناختی برای کاهش ترس از عود در بیماران سرطانی مؤثر باشد.
مداخلات روانشناختی در سلامت و بیماریها
حدیثه عیوض زاده قراجه؛ فرشید فتحی کرکرق؛ محمد علی بشارت؛ محمد نریمانی
چکیده
مقدمه: اسکیزوفرنی با مشکلات گستردهای در احساس تنهایی، تنظیم هیجان و کارکردهای اجرایی همراه است. درمان واقعیت مجازی بهعنوان رویکردی نوین، امکان شبیهسازی موقعیتهای واقعی و تمرین مهارتهای شناختی–هیجانی را فراهم میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی این درمان بر شاخصهای مذکور بود.
روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، ...
بیشتر
مقدمه: اسکیزوفرنی با مشکلات گستردهای در احساس تنهایی، تنظیم هیجان و کارکردهای اجرایی همراه است. درمان واقعیت مجازی بهعنوان رویکردی نوین، امکان شبیهسازی موقعیتهای واقعی و تمرین مهارتهای شناختی–هیجانی را فراهم میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی این درمان بر شاخصهای مذکور بود.
روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه و گروه کنترل فعال بود. شصت بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی بهصورت تصادفی در دو گروه واقعیت مجازی و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای اندازهگیری شامل مقیاس احساس تنهایی UCLA، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF-A بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی تحت مداخله واقعیت مجازی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر نشان داد درمان واقعیت مجازی در کاهش احساس تنهایی، کاهش دشواری تنظیم هیجان و بهبود کارکردهای اجرایی اثر معنادار دارد (p<0.001) . همچنین اثرات درمان در مرحله پیگیری حفظ شد. اندازه اثرها در دامنه متوسط تا زیاد گزارش شد.
نتیجهگیری: درمان واقعیت مجازی میتواند بهعنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات هیجانی و شناختی بیماران اسکیزوفرنی بهکار رود و بهویژه در بهبود تعامل اجتماعی، خودتنظیمی هیجانی و کارکردهای اجرایی سودمند است. بهکارگیری این مداخله در مراکز درمانی میتواند کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهد
بیماریهای مزمن مانند سرطان،دیابت،ایدز، قلبی-عروقی ، ام اس و ....
محمد هادی صافی؛ فاطمه عمادی
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف واکاوی عوامل بازدارنده پویایی زندگی از دیدگاه همسران افراد مبتلا به اختلال صرع بزرگ انجام شد. با توجه به پیامدهای گسترده صرع بر ابعاد فردی و خانوادگی و نقش حیاتی همسران بهعنوان مراقبان غیررسمی، شناخت چالشهای آنان ضروری است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش کلایزی انجام گرفت؛ دادهها از طریق مصاحبههای ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف واکاوی عوامل بازدارنده پویایی زندگی از دیدگاه همسران افراد مبتلا به اختلال صرع بزرگ انجام شد. با توجه به پیامدهای گسترده صرع بر ابعاد فردی و خانوادگی و نقش حیاتی همسران بهعنوان مراقبان غیررسمی، شناخت چالشهای آنان ضروری است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش کلایزی انجام گرفت؛ دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۲ نفر از همسران بیماران مبتلا به صرع بزرگ در شهر اصفهان و در سال 1404 جمعآوری و تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها چهار مضمون اصلی را آشکار ساخت: «مراقبت توانکاه» (شامل کاستیهای درمانی، بار مراقبتی شدید و افت کیفیت زندگی)، «نقایص فردی مراقب و بیمار» (از جمله خستگی روانی، ضعف آگاهی و انفعال بیمار)، «گسست اجتماعی–فامیلی» (مانند انگ اجتماعی و فقدان حمایتهای کارآمد) و «بههمریختگیهای درون زندگی» (شامل مشکلات مالی، سردی روابط زناشویی و محدودیت سبک زندگی).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که چالشهای مواجهه با صرع، زندگی همسران را در ابعاد درمانی، روانی، اجتماعی و زناشویی بهطور چندوجهی تحت تأثیر قرار میدهد. این یافتهها اهمیت طراحی مداخلات جامع در حوزههای آموزشی، حمایتی و سیاستگذاری سلامت را برای تقویت توانمندی و رفاه همسران بیماران مبتلا به صرع برجسته میسازد.