بیماریهای مزمن مانند سرطان،دیابت،ایدز، قلبی-عروقی ، ام اس و ....
زهره رافضی؛ فاطمه نوربهشت
چکیده
مقدمه: ابتلا به بیماریهای مزمن از مشکلات عمده مراقبتهای بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیلکننده شاخص توده بدنی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر ...
بیشتر
مقدمه: ابتلا به بیماریهای مزمن از مشکلات عمده مراقبتهای بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیلکننده شاخص توده بدنی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، 125 نفر از آنها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیلکننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابلهای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنیدار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنیدار (P <0.01** و P<0.05*) دارند.
نتیجهگیری: از پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابلهای منفعلانه افزایش مییابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر میشود.
1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
سمیه اسماعیلی؛ منصوره نیکوگفتار؛ صدیقه یعقوبی؛ راضیه نظری
چکیده
مقدمه: سرطان پستان شایعترین سرطان در بین زنان سراسر جهان است هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابلهای و تابآوری در ارتباط بین رویدادهای تنشزای زندگی و عواطف مثبت و منفی در زنان مبتلا به سرطان سینه بود.
روش: طرح پژوهشی حاضر از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده ...
بیشتر
مقدمه: سرطان پستان شایعترین سرطان در بین زنان سراسر جهان است هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابلهای و تابآوری در ارتباط بین رویدادهای تنشزای زندگی و عواطف مثبت و منفی در زنان مبتلا به سرطان سینه بود.
روش: طرح پژوهشی حاضر از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به کلینیک پستان بیمارستان ابنسینای شهر تهران در سال 1400-1399 بود. تعداد 217 نفر به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شد. به منظور گردآوری دادههای پژوهش پرسشنامه مقابلهای لازاروس و فولکمن (1985)، پرسشنامه تابآوری کانر- دیویدسون (2003)، پرسشنامه رویدادهای تنشزای زندگی خدایاریفرد (1386)، و پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی واتسون (1988) مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه وتحلیل دادهها با نرم افزار SPSS و AMOS و با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد.
یافتهها: تابآوری و مهارتهای مقابله ای نقش میانجیگری معناداری بین رویدادهای تنشزای زندگی و عاطفه مثبت و منفی داشتند. متغیرهای وارد شده به به مدل 29 درصد از تغییرات عاطفه منفی و 88 درصد از تغییرات عاطفه مثبت را تبیین نمودند.
نتیجهگیری: آموزش مدیریت استرس درزنان مبتلا به سرطان از اهمیت زیادی برخوردار است و آموزش آنان جهت به کارگیری راهبردهای مقابلهای مناسب برای کاهش عواطف منفی گام مهمی است. همچنین مداخلات آموزشی در خصوص ارتقاء مهارت های تابآوری پس از درمان اولیه سرطان ضروری است.
لیلا راضی؛ داریوش جلالی
چکیده
مقدمه: ادراک از بیماری که نقش مهمی در فرایند درمان و پیروی از دستورات بهداشتی دارد تحت تاثیر عوامل مختلف روانشناختی است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابلهای در رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و عملکرد خانواده با ادراک از بیماری در بیماران مولتیپل اسکلروزیس (اماس) بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی مبتنی ...
بیشتر
مقدمه: ادراک از بیماری که نقش مهمی در فرایند درمان و پیروی از دستورات بهداشتی دارد تحت تاثیر عوامل مختلف روانشناختی است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی راهبردهای مقابلهای در رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و عملکرد خانواده با ادراک از بیماری در بیماران مولتیپل اسکلروزیس (اماس) بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به اماس مراجعهکننده به مطبهای متخصصان مغز و اعصاب و همچنین بیمارستان کاشانی شهر شهرکرد در سال 1399 بود که از میان آنها تعداد 250 نفر، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل پرسشنامه ادراک بیماری بردبنت و همکاران، پرسشنامه ویژگیهای شخصیتی نئو، مقیاس عملکرد خانواده بیشاپ و بالدوین و پرسشنامه راهبردهای مقابله لازاروس و فولکمن بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-24 و Amos-19 و به روش تحلیل مسیر تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین نتایج نشان داد راهبردهای مقابلهای در رابطه بین روانرنجورخویی، وجدانگرایی، توافقپذیری، تجربهگرایی، برونگرایی و عملکرد خانواده با ادراک از بیماری نقش میانجی دارد. نتیجهگیری: عملکرد خانواده و ویژگیهای شخصیتی میتوانند با تاثیرات مثبت بر اتخاذ راهبردهای مقابلهای موثر، ادراک بهتری از بیماری را برای فرد به دنبال داشته باشند.
مهشید جعفرزاده؛ احمد علیپور؛ محمد اورکی؛ عزیز رضا قاسم زاده
دوره 3، شماره 10 ، شهریور 1393، ، صفحه 97-115
چکیده
هدف: هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابلهای و سبکهای دلبستگی افراد دارای اختلال هویت جنسی با افراد بدون اختلال هویت جنسی میباشد. روش: این پژوهش بر اساس طرح علی مقایسهای انجام شده است. جامعه آماری تعریف شده در این تحقیق شامل همه افراد دچار اختلال هویت جنسی و افراد عادی همتای آنها در شهر تهران بودند. بدین ترتیب که دو گروه ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابلهای و سبکهای دلبستگی افراد دارای اختلال هویت جنسی با افراد بدون اختلال هویت جنسی میباشد. روش: این پژوهش بر اساس طرح علی مقایسهای انجام شده است. جامعه آماری تعریف شده در این تحقیق شامل همه افراد دچار اختلال هویت جنسی و افراد عادی همتای آنها در شهر تهران بودند. بدین ترتیب که دو گروه افراد با اختلال هویت جنسی(30 نفر) و سالم بدون اختلال هویت (30 نفر) که با روش نمونهگیری در دسترس و باتوجه به متغیرهای جنسیت، میزان تحصیلات و سن همتا شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند. سپس هر دو گروه به پرسشنامه راهبردهای مقابلهای کارور، شایر و وینتراب (۱۹۸0) و مقیاس دلبستگی بزرگسالان (RAAS) پاسخ دادند دادهها با روش تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: تحلیل نتایج نشان داد که افراد دارای اختلال هویت جنسی نسبت به افراد بدون اختلال هویت جنسی از سبک دلبستگی ناایمنتری برخوردارند و از راهبردهای مقابلهای هیجانمدار استفاده میکنند737/8 =F و 01/0˂P. نتیجهگیری: به طور کلی نتایج نشان داد که سبکهای دلبستگی افراد در روابط بزرگسالی، سلامت روان و استفاده از راهبردهای مقابلهای آنها در برابر مشکلات زندگی تأثیرگذار است.