7. نقش روان شناسی سلامت در ارتقای نظام بهداشتی
فرشته نعیمی؛ مهدیه صالحی؛ فاطمه گلشنی
چکیده
مقدمه: سلامت معنوی به عنوان یک بعد فردی و اجتماعی نقش مهمی در طی زندگی فرد و جامعه دارد و توجه روزافزونی را به خود اختصاص داده است. بنابراین هدف پژوهش مدلیابی سلامت معنوی بر اساس امید به زندگی و جهتگیری مذهبی با میانجیگری نظمجویی هیجانی و تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در بین دانشجویان است.روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی ...
بیشتر
مقدمه: سلامت معنوی به عنوان یک بعد فردی و اجتماعی نقش مهمی در طی زندگی فرد و جامعه دارد و توجه روزافزونی را به خود اختصاص داده است. بنابراین هدف پژوهش مدلیابی سلامت معنوی بر اساس امید به زندگی و جهتگیری مذهبی با میانجیگری نظمجویی هیجانی و تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در بین دانشجویان است.روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری 4000 نفر از دانشجویان (مرد و زن) دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تعداد 352 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت (1950)، امید به زندگی اشنایدر (۱۹۹۱)، سلامت معنوی الیسون (1982)، نظمجویی هیجانی گرانفسکی (۲۰۰۱) و تحمل ناراحتی سیمونز (۲۰۰۵) بود. تجزیه و تحلیل دادهها شامل آمار توصیفی و در بخش استنباطی از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار Smart pls4 استفاده شده است.یافتهها: نتایج نشان میدهد به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را متغیر امید به زندگی (β=0.415) و جهتگیری مذهبی (β=0.369) بر سلامت معنوی دانشجویان با مقدار p<0.05 داشتهاند.نتیجهگیری: امید به زندگی و جهتگیری مذهبی نقش مهمی در سلامت معنوی افراد دارند و متغیر جنسیت نقش تعدیلگر در این فرآیند ندارد و تفاوت معناداری در خصوص تاثیرگذاری آیتمهای روانشناسی فوق بر سلامت معنوی در دو گروه دانشجویان مرد و زن وجود ندارد.
3. عوامل روانی گسترش جراحی های زیبایی، سزارین، مصرف مواد آرایشی و ...
سلماز کریمی؛ نعیمه محب
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پیشبینی گرایش به عمل زیبایی زنان متقاضی جراحی زیبایی بر اساس سلامت معنوی، قدردانی از بدن و فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی بود.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی (بدون ضرورت طبی) مراجعهکننده به کلینیکهای زیبایی در شهر مشهد در سه ماه ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پیشبینی گرایش به عمل زیبایی زنان متقاضی جراحی زیبایی بر اساس سلامت معنوی، قدردانی از بدن و فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی بود.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی (بدون ضرورت طبی) مراجعهکننده به کلینیکهای زیبایی در شهر مشهد در سه ماه اول سال 1402 بودند که از میان نمونه، 120 نفر بهصورت در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای گرایش به عمل زیبایی و فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی، مقیاس سلامت معنوی (SWBS) و مقیاس قدردانی از بدن (BAS) پاسخ دادند. بررسی و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از ضریب پیرسون و تحلیل رگرسیون گامبهگام، با کمک نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی رابطه مثبت معنادار و سلامت معنوی و قدردانی از بدن رابطه منفی معناداری با گرایش به عمل زیبایی دارند. با ورود متغیرهای پیشبین مشخص گردید هر سه متغیر سلامت معنوی (322/0- =β)، قدردانی از بدن (344/0-=β) و فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی (353/0=β) حدود 38 درصد از واریانس گرایش به عمل زیبایی را تبیین میکنند، البته متغیر فریب ادراکشده تبلیغات در شبکههای اجتماعی وزن بیشتری در تبیین گرایش به عمل زیبایی دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر این مضمون مهم را برای پژوهشگران و متخصصین حوزه سلامت روان مشخص ساخت که رسانههای اجتماعی مهمترین نقش را در گرایش به عمل زیبایی دارند.
محمد مهدی بابائی منقاری؛ علی خالق خواه
دوره 5، شماره 17 ، فروردین 1395، ، صفحه 119-134
چکیده
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و سلامت معنوی با افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور شهرستان آمل بود. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 497 نفر از بیماران تالاسمی بودند. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 100 نفر از بیماران به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامههای ...
بیشتر
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و سلامت معنوی با افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور شهرستان آمل بود. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 497 نفر از بیماران تالاسمی بودند. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 100 نفر از بیماران به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامههای کیفیت زندگی، سلامت معنوی و افسردگی بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش همزمان و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافتهها: بین مؤلفههای کیفیت زندگی و سلامت معنوی با افسردگی بیماران تالاسمی رابطه وجود دارد. به عبارتی میتوان از طریق مؤلفههای کیفیت زندگی و سلامت معنوی، افسردگی بیماران مبتلا به تالاسمی را پیشبینی نمود. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که بعد جسمی کیفیت زندگی، سلامت مذهبی و سلامت وجودی از طریق متغیر بعد روانی کیفیت زندگی بر افسردگی بیماران تالاسمی اثر غیرمستقیم میگذارد ولی بعد روانی کیفیت زندگی بر افسردگی بیماران تالاسمی اثر مستقیم میگذارد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج فوق بررسی کیفیت زندگی، افسردگی و سلامت معنوی بیماران مبتلا به تالاسمی میتواند به برنامهریزی در جهت اتخاذ تدابیری بهمنظور پیشگیری از افسردگی و بهبود کیفیت زندگی و سلامت معنوی منجر گردد.