1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
فاطمه عیسی زاده؛ اسحق رحیمیان بوگر
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت یک بیماری مزمن بوده و دارای هزینههای فراوانی است؛ لذا، بررسی عوامل تاثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با دیابت و سطح قندخون ناشتا حائز اهمیت بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی مقطعی گذشته نگر با مدل یابی معادله ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام مبتلایان به دیابتی بودند که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران ...
بیشتر
مقدمه: بیماری دیابت یک بیماری مزمن بوده و دارای هزینههای فراوانی است؛ لذا، بررسی عوامل تاثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با دیابت و سطح قندخون ناشتا حائز اهمیت بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی مقطعی گذشته نگر با مدل یابی معادله ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام مبتلایان به دیابتی بودند که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران واقع در تهران مراجعه کردند. با استفاده از ابزار پژوهش (پرسشنامه و آزمایش FBS)، 511 نفر براساس روش نمونهگیری در دسترس وارد پژوهش شدند. به منظور جمعآوری اطلاعات از ویرایش دوم پرسشنامه تعارضات درونروانی (2020)، پرسشنامه تجدیدنظرشده ذهنیسازی هورواث و همکاران (2023)، پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با دیابت بروگز و همکاران (2004) و نسخه ایرانی پرسشنامه پذیرشدیابت (1401) استفاده شد.
یافتهها: پس از جمعآوری اطلاعات و تحلیل آنها به شکل توصیفی و استنباطی و ارائهی مدل با استفاده از نرمافزارهای آماری نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که مدل ساختاری پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و متغیرهای پیشبین و میانجی اثرمستقیم و غیرمستقیم (از طریق متغیر میانجی) معنیداری بر متغیرهای ملاک دارند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، به نظر میرسد که هدف قرار دادن مؤلفههای تعارضات درونروانی، ذهنیسازی و پذیرش دیابت میتواند در ارتباط با کیفیتزندگی مرتبط با دیابت و سطح قندخون ناشتا در مبتلایان به دیابت مؤثر باشد.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
الهام ضمیرپور مقدم نیا؛ اسحق رحیمیان بوگر؛ سیاوش طالع پسند
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری سطح کارکرد شخصیت و سبکهای دلبستگی بر غذا خوردن هیجانی با در نظر گرفتن عامل واسطهای مکانیسمهای دفاعی انجام گرفت.
روش: در یک طرح همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری، تعداد 800 شرکتکننده به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند دادهها با پرسشنامههای رفتار خوردن داچ، پرسشنامه ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری سطح کارکرد شخصیت و سبکهای دلبستگی بر غذا خوردن هیجانی با در نظر گرفتن عامل واسطهای مکانیسمهای دفاعی انجام گرفت.
روش: در یک طرح همبستگی با روش مدلسازی معادلات ساختاری، تعداد 800 شرکتکننده به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند دادهها با پرسشنامههای رفتار خوردن داچ، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، پرسشنامه سبکهای دفاعی و فرم کوتاه مقیاس سطوح کارکرد شخصیت توسط افراد نمونه جمعآوری شد.
یافتهها: سطح کارکرد شخصیت (52/0) و سبکهای دلبستگی ایمن (91/0)، اضطرابی (39/0) و اجتنابی (51/0) بر غذا خوردن هیجانی اثر ساختاری مستقیم دارد (05/0>P). سطح کارکرد شخصیت با درنظرگرفتن عامل واسطهای مکانیزمهای دفاعی رشدیافته (76/0)، رشدنایافته (83/0) و روانآزرده (79/0) بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبکهای دلبستگی ایمن (61/0)، اضطرابی (61/0) و اجتنابی (72/0) با درنظرگرفتن عامل واسطهای مکانیزمهای دفاعی رشدیافته بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبکهای دلبستگی ایمن (78/0)، اضطرابی (60/0) و اجتنابی (79/0) با درنظرگرفتن عامل واسطهای مکانیزمهای دفاعی رشدنایافته بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبکهای دلبستگی ایمن (86/0)، اضطرابی (67/0) و اجتنابی (73/0) با درنظرگرفتن عامل واسطهای مکانیزمهای دفاعی روانآزرده بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P).
نتیجهگیری: از آنجا که اختلال در شخصیت با پرخوری و خوردن کنترل نشده ارتباط دارد لذا میتوان اینطور نتیجهگیری نمود که افراد دارای پرخوری، کارکرد شخصیت ناسازگار بالاتر و کارکرد شخصیت سازگار پایینتری دارند. بر اساس نظریهی تنظیم هیجان که یکی از نظریههای رفتار غذا خوردن هیجانی است، خوردن هیجانی میتواند با کاهش هیجانات منفی، خلق و خو را بهبود بخشد. لذا با توجه به همپوشی بین مفاهیم تنظیم هیجان در دو متغیر سطح کارکرد شخصیت و غذا خوردن هیجانی به نظر میرسد این اشتراک علت ارتباط این دو متغیر با یکدیگر باشد. دفاع نابالغ با خوردن هیجانی مرتبط است و خوردن هیجانی نیز همچون مکانیزم دفاعی راهبردی برای کاهش هیجانات منفی میباشد که در نهایت آسیبهای بسیاری را به دنبال دارد. هماهنگی مادر با کودک در موقعیتهای پراسترس خودتنظیمی و مبانی شناختی و هیجانی و راهبردهای مقابلهای کودک را شکل میدهد؛ در صورتی که دلبستگی ایمن در فرد شکل نگیرد، قادر به تنظیم هیجانات و کنترل هیجانات خود به شیوهی صحیح نخواهند بود و از راهبردهای نامناسبی همچون پرخوری برای تنظیم هیجانات خود استفاده خواهد کرد. نتایج پژوهش میتواند به تدوین و طراحی مداخلات روانشناختی و پروتکلهای درمان پرخوری و چاقی کمک کند.
امیرحسین افشاری؛ اسحق رحیمیان بوگر؛ محمود نجفی
چکیده
مقدمه: هدف از این پژوهش اثر ساختاری استرس مزمن، تابآوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی با نقش واسطهای ذهنیسازی بود. روش: پژوهش حاضربا استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه شامل 400 نفر از مردان و زنان در سنین 18 تا 45 سال بودند که با استفاده از فراخوانی اینترنتی، پرسشنامههای استرس مزمن، ...
بیشتر
مقدمه: هدف از این پژوهش اثر ساختاری استرس مزمن، تابآوری و جسمانی سازی بر ناتوانی کارکردی در نشانگان بدنی کارکردی با نقش واسطهای ذهنیسازی بود. روش: پژوهش حاضربا استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه شامل 400 نفر از مردان و زنان در سنین 18 تا 45 سال بودند که با استفاده از فراخوانی اینترنتی، پرسشنامههای استرس مزمن، تابآوری، جسمانی سازی، ناتوانی کارکردی، ذهنیسازی و نشانگان بدنی کارکردی را تکمیل کردند. یافتهها: یافتهها با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی، آزمون همبستگی و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتهها در سطح معناداری (05/0>p) حاکی از برازش مناسب مدل داشت. (5/3=χ2/df، 91/0=GFI، 93/0=CFI، 84/0=RMSEA، 93/0=NFI، 89/0=IFI، 58/0=AGFI، 65/0=PGFI). نتیجهگیری: پیشنهاد میشود که برای بهبود و پیشگیری از ناتوانی کارکردی، علاوه بر نقش استرس، مداخلات و درمانهای مبتنی بر ذهنیسازی و تابآوری نیز در نظر گرفته شود.