1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
نرجس عامری؛ محمود نجفی
چکیده
مقدمه: اشتیاق و آمادگی برای تغییر اولین گامهای حیاتی در پیشگیری از بازگشت به وابستگی به مواد است. بنابراین، بررسی آن برای مداخلات درمانی موثر ضروری است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه بین ذهنآگاهی با اشتیاق و آمادگی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون بود.روش: ...
بیشتر
مقدمه: اشتیاق و آمادگی برای تغییر اولین گامهای حیاتی در پیشگیری از بازگشت به وابستگی به مواد است. بنابراین، بررسی آن برای مداخلات درمانی موثر ضروری است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه بین ذهنآگاهی با اشتیاق و آمادگی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون بود.روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. از میان بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعهکننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 با توجه به ملاکهای ورود و خروج، 312 نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس مراحل آمادگی برای تغییر و اشتیاق درمان میلر و تونیگان (1997)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006)، پرسشنامه تجربهها فرسکو و همکاران (2007) و پرسشنامه تلاش برای اجتناب از حقارت گیلبرت و همکاران (2007) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که ذهنآگاهی بر اشتیاق و آمادگی به درمان اثر مستقیم و معناداری دارد (001/0>P و 276/0β =). همچنین، اثر مستقیم ذهنآگاهی بر تمرکززدایی (416/0β =) و اجتناب از حقارت (468/0β =) به صورت مثبت و اثر تمرکززدایی (237/0β =) و اجتناب از حقارت (403/0β =) بر اشتیاق و آمادگی به درمان نیز به صورت مثبت در سطح (001/0>P) معنادار شدند و تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه ذهن آگاهی و اشتیاق و آمادگی به درمان نقش واسطهای دارد (001/0>P و 287/0β =). در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود.نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که افزایش تمرکززدایی، ذهنآگاهی و تلاش برای جبران حقارت میتواند به طور قابلتوجهی به افزایش اشتیاق و آمادگی برای تغییر در افراد وابسته به مواد کمک کند.
میانجی گرهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با سلامت
فاطمه عبدلی آرانی؛ محمدرضا تمنایی فر
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهنآگاهی و شفقت به خود با میانجیگری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود.
روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونهگیری در دسترس ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهنآگاهی و شفقت به خود با میانجیگری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود.
روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونهگیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری دادههای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل دادهها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهنآگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهنآگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این پژوهش و اهمیت نقش ذهنآگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهنآگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
stress
پگاه جوکار؛ مهدیه رحمانیان
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر بهمنظور اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد.
روش: پژوهش نیمهآزمایشی حاضر، با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعهکننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر بهمنظور اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد.
روش: پژوهش نیمهآزمایشی حاضر، با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعهکننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی بر اساس DSM-5 توسط دو روانشناس بالینی دریافت کرده بودند، انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کندن مو محققان بیمارستان عمومی ماساچوست (1980)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) بود. افراد بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی با استفاده از نرمافزار اختصاص تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت جلسه شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی طبق پروتکل سگال و همکاران (2013) دریافت کرد، درحالیکه گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازهگیری مکرر در SPSS26 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو بهطور معناداری مؤثر است (۱/۰>p).
نتیجهگیری: شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک روش مؤثر برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو مورد استفاده قرار گیرد.
1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
زهرا قنبری
چکیده
مقدمه: بیماری دیسپپسی موجب بروز مشکلات روانشناختی و دردهای مزمن در افراد میشود. برای رفع این مشکلات به مداخلاتی مانند شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی نیاز میباشد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر انعطافپذیری شناختی و درد مزمن بیماران مبتلا به دیس پپسی انجام شد.
روش: روش پژوهش ...
بیشتر
مقدمه: بیماری دیسپپسی موجب بروز مشکلات روانشناختی و دردهای مزمن در افراد میشود. برای رفع این مشکلات به مداخلاتی مانند شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی نیاز میباشد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر انعطافپذیری شناختی و درد مزمن بیماران مبتلا به دیس پپسی انجام شد.
روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران تا ۵۰20 تا ساله با تشخیص سوءهاضمه بدون زخم در کلینیک تخصصی و فوق تخصصی بعثت شهر کرمان در سال 1401 بودند. از بین آنها 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس، بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر(، گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی را در 8 جلسه، 90 دقیقهای بهصورت گروهی، دریافت کردند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پرسشنامه درد مک گیل (2009) بود. دادههای پژوهش با روش تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی توسط نرمافزار SPSS-24 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات انعطافپذیری شناختی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پسآزمون و پیگیری افزایش معنیداری یافته است. همچنین میانگین نمرات درد مزمن در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پسآزمون و پیگیری کاهش معنیداری یافته است (001/0P<).
نتیجهگیری: شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر افزایش انعطافپذیری شناختی و کاهش درد مزمن در بیماران مبتلا به دیس پپسی دارای اثربخشی و کارایی بود.
بیماریهای مزمن مانند سرطان،دیابت،ایدز، قلبی-عروقی ، ام اس و ....
احمدعلی نعمت پور درزی؛ سجاد بشرپور؛ داریوش مسلمی
چکیده
مقدمه: سرطان یکی از انواع بیماریهای مزمن محسوب میشود که توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهنآگاهی بر فاجعهسازی درد و استرس ادراکشده بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه ...
بیشتر
مقدمه: سرطان یکی از انواع بیماریهای مزمن محسوب میشود که توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهنآگاهی بر فاجعهسازی درد و استرس ادراکشده بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان بود که در سال 1400 در مرکز شهید رجایی شهرستان بابلسر تشخیص بیماری سرطان دریافت نمودند. نمونه مورد مطالعه به حجم30 نفر به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفر (گروه کنترل 15 نفر و گروه آزمایش 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه بهبود سرطان مبتنی بر ذهنآگاهی کارلسون و اسپکا که در قالب 8 جلسه 90 دقیقهای و هفتهای یک بار برگزار میشد قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه فاجعهسازی درد سالیوان و همکاران (1995) و مقیاس استرس ادراکشده کوهن، کمرک و مرملستین (1983) استفاده شد. دادههای بدست آمده نیز با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرمافزار 27SPSS- مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیشآزمون تفاوت معنیداری بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای فاجعهسازی درد و استرس ادراکشده وجود داشت (05/0p<).
نتیجهگیری: بنابراین نتیجه گرفته میشود که بهبود سرطان مبتنی بر ذهنآگاهی مداخلهای مطلوب و مناسب جهت تاثیرگذاری بر فاجعهسازی درد و استرس ادراکشده بیماران مبتلا به سرطان است
2. پاسخ های رفتاری و هیجانی به بیماری ها،غربالگری و روش های پزشکی
سید مجتبی عقیلی؛ سیده الهام سیدی
چکیده
مقدمه: یکی از شایعترین بیماریهای مزمن، پرفشاری خون است. این پژوهش با هدف اثربخشی ذهنآگاهی بر مکانیزمهای دفاعی، سیستمهای مغزی رفتاری و زود انگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمهتجربی با گروه کنترل بود. جامعهآماری شامل کلیه بیماران مبتلا به فشار خون شهر آزادشهر ...
بیشتر
مقدمه: یکی از شایعترین بیماریهای مزمن، پرفشاری خون است. این پژوهش با هدف اثربخشی ذهنآگاهی بر مکانیزمهای دفاعی، سیستمهای مغزی رفتاری و زود انگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا نیمهتجربی با گروه کنترل بود. جامعهآماری شامل کلیه بیماران مبتلا به فشار خون شهر آزادشهر و دارای پرونده سلامت در مراکز بهداشتی_درمانی شهری در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 30 بیمار انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) بصورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقهای درمان ذهنآگاهی قرار گرفت اما گروه گواه تا پایان پژوهش، مداخلهای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه سبکهای دفاعی آندروز و همکاران (1993)، سیستمهای مغزی رفتاری کارور و وایت (1994) و تکانشگری بارت و همکاران (2004) بود. دادههای پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نرمافزار spss نسخه 24 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که درمان ذهنآگاهی بر مکانیزمهای دفاعی، سیستمهای مغزی رفتاری و زودانگیختگی در بیماران مبتلا به فشار خون اثربخش است (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ذهنآگاهی با آگاهی فرد از چرخههای معیوب شناختی خود و کاهش افکار منفی منجر به بهبود مکانیزمهای دفاعی، سیستمهای مغزی رفتاری و زودانگیختگی در بیماران مبتلا به فشارخون میشود.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
الهه اسلمی؛ اکرم ملک زاده؛ فهیمه رجبی
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیشبینیکنندگی ویژگیهای شخصیتی، ذهنآگاهی و نگرشهای نقش جنسیتی بر رشد پسآسیبی زنان نابارور شهر اهواز انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع طرحهای همبستگی و جامعه آماری پژوهش کلیه زنان نابارور شهر اهواز بودند که در سال 1400 به کلینیکهای مربوط به زنان و زایمان این شهر مراجعه کردهاند. نمونه تعداد ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیشبینیکنندگی ویژگیهای شخصیتی، ذهنآگاهی و نگرشهای نقش جنسیتی بر رشد پسآسیبی زنان نابارور شهر اهواز انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع طرحهای همبستگی و جامعه آماری پژوهش کلیه زنان نابارور شهر اهواز بودند که در سال 1400 به کلینیکهای مربوط به زنان و زایمان این شهر مراجعه کردهاند. نمونه تعداد 150 نفر از زنان نابارور بودند که با روش نمونهگیری هدفمند گزینش شدند. از پرسشنامه شخصیتی فرم کوتاه پنج عاملی نئو (1992)، پرسشنامه نقش جنسیتی بم (1976)، پرسشنامه ذهنآگاهی بائر و همکاران (2006) و پرسشنامه رشد پسآسیبی تدسچی و کالهون (1996) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spss 22 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مولفه روانرنجورخویی به صورت منفی و مولفههای برونگرایی و توافقپذیری به صورت مثبت و معناداری قادر به پیشبینی رشد پسآسیبی بودند. همچنین ذهنآگاهی نیز به صورت مثبت و معناداری رشد پسآسیبی را پیشبینی کرد، در ضمن نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک راهه نیز نشان داد که زنان دارای نگرش نقش جنستی آندروژنی از بیشترین رشد پسآسیبی و زنان دارای نگرش نقش جنسیتی زنانه از کمترین رشد پسآسیبی برخوردار بودند. نتیجهگیری: در نتیجه میتوان تجربه آسیبزای ناباروری را با آموزشهای ذهنآگاهی و کاهش نگرش نقش جنسیتی زنانه به تجربه رشد تبدیل کرد.
سید حامد واحدی اردکانی؛ شیرین کوشکی؛ محمد اورکی؛ آمنه سادات کاظمی
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیپنوتیزمی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر ترمیم زخم و استرس ادراکشده بیماران پس از جراحی شکمی بود. روش: جامعة آماری شامل تمامی بیماران کاندید جراحی شکمی بستریشده در بیمارستان گلستان شهر تهران بود. 75 نفر از این بیماران با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شده و بهشکل تصادفی ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیپنوتیزمی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر ترمیم زخم و استرس ادراکشده بیماران پس از جراحی شکمی بود. روش: جامعة آماری شامل تمامی بیماران کاندید جراحی شکمی بستریشده در بیمارستان گلستان شهر تهران بود. 75 نفر از این بیماران با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شده و بهشکل تصادفی در 3 گروه مطالعاتی قرار گرفتند. گروه اول، مداخله 8 جلسهای درمان هیپنوتیزمی و گروه دوم، مداخله 8 جلسهای MBSR دریافت کرد و گروه سوم به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. جمعآوری دادهها با استفاده از مقیاس زخم بیتس - جنسن (بیتس - جنسن و ساسمن، 2012) و پرسشنامه استرس ادراکشده (کوهن و همکاران، 1983) انجام شده و تجزیهوتحلیل آنها نیز بهروش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر صورت پذیرفت. یافتهها: نتایج پژوهش نشان دادند که درمان هیپنوتیزمی و MBSR بر ترمیم زخم و استرس ادراکشده بیماران پس از جراحی شکمی تاثیر دارند (001/0<P). نتیجهگیری: درمان هیپنوتیزمی و MBSR منجر به تسریع ترمیم زخم و نیز کاهش عوارض جانبی و استرس ادراکشده در مرحله پسآزمون و پیگیری در بیماران فوق میشوند. لذا میتوان از این دو مدل درمانی بهعنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض پس از جراحی شکمی استفاده نمود.
غزاله خیر؛ غلامرضا منشئی
چکیده
مقدمه: بیماریهای فیزیولوژیک و مزمن فرایندهای روانشناختی، ارتباطی، اجتماعی و هیجانی کودکان را با آسیب مواجه میسازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهنآگاهی کودکمحور بر خودکارآمدی درد و اضطراب درد کودکان مبتلا به رماتیسم انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه ...
بیشتر
مقدمه: بیماریهای فیزیولوژیک و مزمن فرایندهای روانشناختی، ارتباطی، اجتماعی و هیجانی کودکان را با آسیب مواجه میسازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهنآگاهی کودکمحور بر خودکارآمدی درد و اضطراب درد کودکان مبتلا به رماتیسم انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلا به رماتیسم شهر اصفهان در سهماهه پاییز سال 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 کودک مبتلا به رماتیسم با روش نمونهگیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب و با انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش مداخله ذهنآگاهی کودکمحور را طی سه ماه در 10 جلسه 60 دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده شامل علائم اضطراب درد (مککراکن و همکاران، 1992) و مقیاس خودکارآمدی درد (نیکولاس، 1989) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که درمان ذهنآگاهی کودکمحور بر خودکارآمدی درد و اضطراب درد کودکان مبتلا به رماتیسم تأثیر معناداری داشته است (f= 83/54, f= 311/23, p<0/001). علاوه بر این نتایج نشان داد که این درمان توانسته تأثیر خود را در زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (p<0/001). میزان تأثیر آماری درمان ذهنآگاهی کودکمحور بر خودکارآمدی درد و اضطراب درد کودکان مبتلا به رماتیسم به ترتیب 74 و 91 درصد بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که درمان ذهنآگاهی با بهرهگیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه میتواند بهعنوان یک درمان کارآمد جهت افزایش خودکارآمدی درد و کاهش اضطراب درد کودکان مبتلا به رماتیسم مورد استفاده گیرد.