1. فرایندهای روانشناختی و اجتماعی مرتبط با علائم بیماری ها
پوراندخت نیرومند؛ مهناز علی اکبری؛ نازنین عابد؛ احمد علیپور
چکیده
مقدمه: صمیمیت توانایی شناخت خود در حضور دیگران با انگیزۀ اهمیتدادن به کیفیت درآمیختگی اجتماعی است. با توجه به نقش صمیمیت در سلامت روان، هدف پژوهش، واکاوی تجربه زیستۀ صمیمیت زنان تابآور است.
روش: روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله از نوع کیفی است. دادهها از 12 زن ایرانی با نمونهگیری هدفمند مبتنی برمعیار و مصاحبه نیمهساختاریافته ...
بیشتر
مقدمه: صمیمیت توانایی شناخت خود در حضور دیگران با انگیزۀ اهمیتدادن به کیفیت درآمیختگی اجتماعی است. با توجه به نقش صمیمیت در سلامت روان، هدف پژوهش، واکاوی تجربه زیستۀ صمیمیت زنان تابآور است.
روش: روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله از نوع کیفی است. دادهها از 12 زن ایرانی با نمونهگیری هدفمند مبتنی برمعیار و مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شد. ابتدا زنان با نمرۀ تابآوری بالاتر از 85 از مقیاس عوامل محافظتی-24 که از کرونا بهبودیافته تا سال 1402 بودند انتخاب و با آنها مصاحبه شد. متن مصاحبهها با روش پدیدارشناسی کلایزی در هفت مرحله تحلیل شد.
یافتهها: شرکتکنندگان این مطالعه، صمیمیت را در سه مضمون اصلی ارتباط عاطفی عمیق، تعامل فیزیکی و جنسی صمیمانه، تفاهم و هماهنگی در امور روزانه با 9 زیرمضمون و 95 کد اولیه معنا کردند و از راهبردهای مدیریت تعارضات و حل مساله، حفظ استقلال فردی در رابطه، انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات، حفظ تعادل کار و زندگی، حمایت اجتماعی، تقویت معنویت و ارزشهای مشترک، شوخطبعی و تفریح بهره میگرفتند تا به رضایت زناشویی، اعتماد و همدلی در رابطه، استقلال و توانمندی شخصی، ارتباط جنسی باکیفیت، مدیریت تعارضات، مشارکت در تصمیمگیریها، امنیت روانی، فضای مثبت برای رشد فرزندان، شادی و رضایت از زندگی برسند. برای بررسی تایید پایایی فرآیند تحلیل از ضریب اعتبار «هولستی» استفاده شد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از تجارب زیسته معنای صمیمیت زنان تابآور ایرانی بهبود یافته از کرونا در سه مضمون اصلی ارتباط عاطفی عمیق، تعامل فیزیکی و جنسی صمیمانه، تفاهم و هماهنگی در امور روزانه نشان دهندۀ نوع معنای صمیمیت آنها در سه حیطۀ عاطفی جنسی و تفاهم و همدلی میباشد. از این یافتهها میتوان در راستای توانمندسازی درمانگران و پژوهشگران زوج درمانی بهره گرفت.
بیماریهای مزمن مانند سرطان،دیابت،ایدز، قلبی-عروقی ، ام اس و ....
علی جنادله
چکیده
مقدمه: از جمله بیماریهای مزمنی که به دلیل ابعاد جسمی و روانی متعدد و پایدارش، پیامدهای عمده و مداومی بر گستره وسیعی از جنبههای حیات فردی و اجتماعی فرد بیمار به همراه دارد، بیماری مولتیپل اسکلروزیس میباشد. این بیماری براساس شیوع گسترده در بین زنان و همچنین تاثیرات خاصی که بر زنان میگذارد، چهرهای زنانه دارد. با این وجود، در مطالعات ...
بیشتر
مقدمه: از جمله بیماریهای مزمنی که به دلیل ابعاد جسمی و روانی متعدد و پایدارش، پیامدهای عمده و مداومی بر گستره وسیعی از جنبههای حیات فردی و اجتماعی فرد بیمار به همراه دارد، بیماری مولتیپل اسکلروزیس میباشد. این بیماری براساس شیوع گسترده در بین زنان و همچنین تاثیرات خاصی که بر زنان میگذارد، چهرهای زنانه دارد. با این وجود، در مطالعات داخلی، تجربه زنان مبتلا به این بیماری کمتر مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات معدود صورت گرفته نیز غالبا مبتنی بر رویکردی بالینی-پزشکی و کمی هستند. بر همین اساس در مقاله پیش رو، تلاش میشود، تجربه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در بافت و زمینه اجتماعی جامعه ایرانی مورد مطالعه قرار گیرد.روش: با توجه به هدف اصلی این مطالعه، رویکرد پدیدارشناختی فمینیستی در این مطالعه اتخاذ شده است. با ۲۵ زن مبتلا به این بیماری مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت و مصاحبهها براساس رویه پیشنهادی مستاکس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: براساس روایتهای بیانشده در مصاحبهها، تجربه زنان مورد مطالعه از بیماری مولتیپل اسکلروزیس در قالب مضامین زندگی در تعلیق، شرم بیقدرتی، ناکنشورزی جنسی، مخاطره مادری و دلهره همسری صورتبندی شد.نتیجهگیری: با توجه به مضامین استخراج شده، تجربه زنان مشارکتکنندگان در تحقیق از بیماری مولتیپل اسکلروزیس ، ذیل مضمون اصلی «اضطراب هویتی» مفهومپردازی شد. منظور از «اضطراب هویتی»، تجربه و احساس نگرانی ناشی از هویت جنسیتی تحققنیافته توسط این زنان است.
محجوبه میرناصری؛ مونا چراغی؛ لیلی پناغی
چکیده
مقدمه: بیماری خودایمنی است که منجر به اختلال در محل اتصالات عصبی عضلانی میشود. ضعف بی ثبات در اثر حرکت، مشخصه این بیماری است. از آنجا که میاستنی یک بیماری مزمن با عوارض ناتوانکننده و پیشرفت غیرقابلپیشبینی است واکنشهای روانشناختی در این بیماران قابل انتظار است. بنابراین پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته افراد مبتلا به میاستنی ...
بیشتر
مقدمه: بیماری خودایمنی است که منجر به اختلال در محل اتصالات عصبی عضلانی میشود. ضعف بی ثبات در اثر حرکت، مشخصه این بیماری است. از آنجا که میاستنی یک بیماری مزمن با عوارض ناتوانکننده و پیشرفت غیرقابلپیشبینی است واکنشهای روانشناختی در این بیماران قابل انتظار است. بنابراین پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته افراد مبتلا به میاستنی میباشد تا از دیدگاه بیماران به مسائل روانشناختی آنها بنگرد و زمینهای برای درک بهتر مسائل آنان برای متخصصان را فراهم کند. روش: در این مطالعه با 11 نفر از افراد مبتلا به میاستنی مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام گرفت که مصاحبهها با روش کلایزی تحلیل شدند. مطالعه حاضر به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی میباشد. یافتهها: این مطالعه شامل 4 خوشه اصلی شامل: 1) تجربه استفاده از خدمات تخصصی پزشکی، 2) تاثیرات درونی و بیرونی بیماری، 3) روشهای کنارآمدن، 4) دوران رضایتمندی بعد از کنترل بیماری بود. نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده نشان داد ناتوانیها و محدودیتها و شرایط غیرقابلپیشبینی زندگی منجر به به ارزیابی منفی افراد از خود شده است و این موضوع منجر کاهش احساس کنترل ادراکشده آنها میشود. بهدین ترتیب زمینه برای افزایش هیجانات منفی از جمله افسردگی، اضطراب و استرس افزایش می یابد. از سوی دیگر بسیار از بیماران پس کنارآمدن با بیماری تجربه رشد پس از ضربه را تجربه کرده اند.