مداخلات روانشناختی در سلامت و بیماریها
حدیثه عیوض زاده قراجه؛ فرشید فتحی کرکرق؛ محمد علی بشارت؛ محمد نریمانی
چکیده
مقدمه: اسکیزوفرنی با مشکلات گستردهای در احساس تنهایی، تنظیم هیجان و کارکردهای اجرایی همراه است. درمان واقعیت مجازی بهعنوان رویکردی نوین، امکان شبیهسازی موقعیتهای واقعی و تمرین مهارتهای شناختی–هیجانی را فراهم میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی این درمان بر شاخصهای مذکور بود.
روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، ...
بیشتر
مقدمه: اسکیزوفرنی با مشکلات گستردهای در احساس تنهایی، تنظیم هیجان و کارکردهای اجرایی همراه است. درمان واقعیت مجازی بهعنوان رویکردی نوین، امکان شبیهسازی موقعیتهای واقعی و تمرین مهارتهای شناختی–هیجانی را فراهم میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی این درمان بر شاخصهای مذکور بود.
روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه و گروه کنترل فعال بود. شصت بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی بهصورت تصادفی در دو گروه واقعیت مجازی و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای اندازهگیری شامل مقیاس احساس تنهایی UCLA، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF-A بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی تحت مداخله واقعیت مجازی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر نشان داد درمان واقعیت مجازی در کاهش احساس تنهایی، کاهش دشواری تنظیم هیجان و بهبود کارکردهای اجرایی اثر معنادار دارد (p<0.001) . همچنین اثرات درمان در مرحله پیگیری حفظ شد. اندازه اثرها در دامنه متوسط تا زیاد گزارش شد.
نتیجهگیری: درمان واقعیت مجازی میتواند بهعنوان یک روش مؤثر در کاهش مشکلات هیجانی و شناختی بیماران اسکیزوفرنی بهکار رود و بهویژه در بهبود تعامل اجتماعی، خودتنظیمی هیجانی و کارکردهای اجرایی سودمند است. بهکارگیری این مداخله در مراکز درمانی میتواند کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهد
2. پاسخ های رفتاری و هیجانی به بیماری ها،غربالگری و روش های پزشکی
حانیه خوش؛ وحید صادقی فیروزآبادی؛ محسن دهقانی؛ علی خطیبی؛ عبدالرضا ناصرمقدسی؛ وحید عبدالمنافی
چکیده
مقدمه: پژوهش باهدف بررسی نقش تعدیلگر کارکردهای اجرایی در ارتباط بین تبعیت درمانی با افسردگی در بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروز انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی و جامعه شامل تمامی مبتلایان به بیماری مالتیپل اسکلروز ساکن تهران بود. درنهایت 229 نفر نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای افسردگی بک ویرایش ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش باهدف بررسی نقش تعدیلگر کارکردهای اجرایی در ارتباط بین تبعیت درمانی با افسردگی در بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروز انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی و جامعه شامل تمامی مبتلایان به بیماری مالتیپل اسکلروز ساکن تهران بود. درنهایت 229 نفر نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای افسردگی بک ویرایش دوم (2005)، کارکردهای اجرایی نجاتی و همکاران (2014) و تبعیت درمانی موریسکی و همکاران (2008) به شیوه مداد کاغذی پاسخ دادند. به منظور بررسی ارتباط از همبستگی پیرسون و نقش تعدیلگر از رگرسیون گامبهگام بهره گرفته شد.
یافتهها: شواهدی از نقش پیشبین نشانههای افسردگی برای تبعیت ضعیف از درمان در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز یافت شد (P<0/01). بعلاوه شواهد مبین نقش پیشبین حافظه، برنامهریزی و شناخت اجتماعی در تبعیت درمانی بود (P<0/01). از طرفی شواهدی از نقش کارکردهای اجرایی در رابطه نشانههای افسردگی با تبعیت درمانی به عنوان تعدیل یافت نشد (P>0/01).
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از اهمیت وجود نشانههای افسردگی و کارکردهای اجرایی در تبعیت درمانی بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروز بود. با توجه به اهمیت تبعیت درمانی در پیشآگهی بیماری پیشنهاد میشود پزشکان با در نظر گرفتن این دومورد به تدوین برنامههایی درمانی اقدام کنند تا مشکلات شناختی و هیجانی موازی با درمان اصلی بیماری هدف قرار دهند و از این طریق تبعیت درمانی را افزایش دهند.
مداخلات روانشناختی در سلامت و بیماریها
خاطره فقیرزاده؛ فاطمه دهقانی آرانی
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش ذهنآگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدنساز حرفهای دارای آسیب جسمانی با بررسی نقش واسطهای نشخوار فکری بود.
روش: در یک مطالعه نیمهتجربی و از نوع مطالعات کارآزمایی کنترل شده تصادفی، تعداد 40 نفر ورزشکار بدنساز حرفهای دارای آسیب جسمانی از جمعیت بدنسازان ساکن شهر تهران ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش ذهنآگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدنساز حرفهای دارای آسیب جسمانی با بررسی نقش واسطهای نشخوار فکری بود.
روش: در یک مطالعه نیمهتجربی و از نوع مطالعات کارآزمایی کنترل شده تصادفی، تعداد 40 نفر ورزشکار بدنساز حرفهای دارای آسیب جسمانی از جمعیت بدنسازان ساکن شهر تهران بزرگتر از 20 سال به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. طبق روش نمونه گیری و ملاکهای ورود و خروج آزمودنیها در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. جهت گردآوری دادهها مطابق طرح پژوهش، آزمودنیهای هر دو گروه در مرحلهی پیش آزمون به پرسشنامههای نشخوار فکری (RRS) و کارکردهای اجرایی (EFQ) به عنوان پیشآزمون پاسخ دادند. سپس گروه آزمایش به مدت 12 جلسه یک و نیم ساعته برنامه ذهنآگاهی را دریافت نمود. بعد از اتمام جلسات مداخله، نهایتا از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و به منظور تعیین اثربخشی مداخله از تحلیل کواریانس استفاده شد و برای تعیین نقش واسطهای نشخوار فکری در اثربخشی مداخله بر کارکردهای اجرایی از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است که روش مداخله ذهنآگاهی بر کارکردهای اجریی و نشخوار فکری اثربخش میباشد (01/0P<) همچنین نتایج نشان داد که نشخوار فکری در اثربخشی برنامه ذهنآگاهی بر کارکردهای اجرایی ورزشکاران بدنساز حرفهای دارای آسیب جسمانی نقش واسطهای ایفا میکند. به نظر میرسد برنامه مداخله ذهنآگاهی کارکردهای اجریی را بهبود میبخشد و نشخوار فکری را نیز در ورزشکاران کاهش میدهد.
نتیجهگیری: بر این اساس لازم است مراکز و روان درمانی فعال در حوزه روانشناسی ورزشی برای ارتقای سلامت روانی ورزشکاران از برنامه مذکور استفاده نمایند.