هیوا محمودی؛ زهرا کربلایی باقری
چکیده
مقدمه: بحرانهای ناشی از سرطان سبب عدم تعادل و ناهماهنگی فکر و جسم میشود، اما بیشترین حالت در این دوره برای بیمار حس یاس و ناامیدی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر احساس امیدواری و باور به جهان عادل در بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام شد. روش: روش پژوهش نیمهتجربی، طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل ...
بیشتر
مقدمه: بحرانهای ناشی از سرطان سبب عدم تعادل و ناهماهنگی فکر و جسم میشود، اما بیشترین حالت در این دوره برای بیمار حس یاس و ناامیدی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر احساس امیدواری و باور به جهان عادل در بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام شد. روش: روش پژوهش نیمهتجربی، طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان سینه شهر تهران بودند که از بین آنها تعداد 40 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند.سپس بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه باور به جهان عادل رابین و پپلاوفرنهام (2003) و پرسشنامه امید به زندگی هرث بودند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از روند افزایشی پایدار در نمرات مقیاس امیدواری و باور به جهان عادل بیماران مبتلا به سرطان سینه بود که بیانگر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش متغیرهای مذکور است. نتیجهگیری: ناامیدی نقشیمستعدکننده، تسریعکننده و تداومبخش را در بیماریهای سرطانی بازی میکند و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند با افزایش آن نقش مهمی را بهعنوان درمانهای کمکی و توانبخشی در کنار درمانهای پزشکی ایفا کند.
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
هیوا محمودی
دوره 7، شماره 25 ، خرداد 1397، ، صفحه 21-34
چکیده
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس بر روی وضعیت جسمانی و روانی بسیاری از بیماران تاثیر بسزایی دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه حمایت اجتماعی ادراک شده و خود- دلسوزی بین بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه و افراد عادی بود. روش: طرح تحقیق مطالعه حاضر از نوع علیمقایسهای بوده است. در این پژوهش تعداد 200 نفر از فرد مبتلا به اسکلروز چندگانه و 200 ...
بیشتر
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس بر روی وضعیت جسمانی و روانی بسیاری از بیماران تاثیر بسزایی دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه حمایت اجتماعی ادراک شده و خود- دلسوزی بین بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه و افراد عادی بود. روش: طرح تحقیق مطالعه حاضر از نوع علیمقایسهای بوده است. در این پژوهش تعداد 200 نفر از فرد مبتلا به اسکلروز چندگانه و 200 نفر فرد سالم به شیوه نمونهگیری دردسترس به عنوان نمونههای این پژوهش در سال 96-97 انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس چند وجهی حمایت اجتماعی ادراک شده و مقیاس خود- دلسوزی بود. داده ها با تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه و افراد سالم از لحاظ حمایت اجتماعی ادراک شده و خود- دلسوزی تفاوت معنادار وجود دارد، نتیجه گیری: افراد مبتلا به بیماری اسکلروز چندگانه به از حمایت اجتماعی ادراک شده و خود- دلسوزی برای سازگاری بیشتر با بیماری استفاده می کنند.