3. عوامل روانی گسترش جراحی های زیبایی، سزارین، مصرف مواد آرایشی و ...
علی افشاری
چکیده
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل میدهند که علامت اصلی آنها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطرابزا و عامل افسردگی برای این افراد میباشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود میکنند که امری نا پذیرفتنی از سوی ...
بیشتر
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل میدهند که علامت اصلی آنها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطرابزا و عامل افسردگی برای این افراد میباشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود میکنند که امری نا پذیرفتنی از سوی جامعه و خانواده میباشد و میتواند مشکلات بسیاری برای فرد به بار آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسهای آشفتگی روانشناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی متقاضی جراحی، جراحیشده و افراد عادی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسهای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد متقاضی جراحی، جراحیشده و افراد عادی به تعداد 90 نفر (برای هر گروه 30 نفر) بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری دادههای پژوهش از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه افکار خودکشی ( بک، 1961) و پرسشنامۀ تجدیدنظر شدۀ خودکشی (عثمان و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیره با کمک نرمافزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.
یافتهها: بر اساس نتایج بهدستآمده بین گروههای متقاضی جراحی و عادی در هر سه متغیر اضطراب، استرس و افسردگی تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین بین افکار و اقدام به خودکشی طی زندگی گروه متقاضی با عادی و بین گروه عادی و جراحی کرده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در فراوانی اقدام به خودکشی در یک سال گذشته تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده درتهدید به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده در مؤلفه احتمال اقدام به خودکشی در آینده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P) و درنهایت، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در افکار خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P).
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که تشخیص درست و تغییر جنسیت در بین ناراضیان جنسیتی میتواند در سلامت روان و کاهش رفتارهای خودکشی تأثیر مثبتی داشته باشد
2. پاسخ های رفتاری و هیجانی به بیماری ها،غربالگری و روش های پزشکی
علی افشاری؛ احمد اسمعلی؛ سعید اسدنیا
چکیده
مقدمه: بیماری ام اس یکی از اختلالات ناتوانکنندۀ عصبشناختی میباشد که علاوه بر اختلالات عصبی - حرکتی با علایمی چون اضطراب، ضعف و کاهش قدرت حل مشکل بروز میکند و باعث اختلالات جسمی و روانی متعددی میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی - رفتاری بر کاهش سطوح اضطراب و نگرانی آسیب شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ...
بیشتر
مقدمه: بیماری ام اس یکی از اختلالات ناتوانکنندۀ عصبشناختی میباشد که علاوه بر اختلالات عصبی - حرکتی با علایمی چون اضطراب، ضعف و کاهش قدرت حل مشکل بروز میکند و باعث اختلالات جسمی و روانی متعددی میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی - رفتاری بر کاهش سطوح اضطراب و نگرانی آسیب شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) با علایم اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، طرح نیمه آزمایشی با پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل 40 زن مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با تشخیص بیماری مولتیپل اسکلروزیس که به درمانگاه مغز و اعصاب مراجعه نموده بودند، بر اساس مصاحبه تشخیصی ساختاریافته براساس DSM5 و با استفاده از نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه تحت مداخله شناختی رفتاری قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخلهای را دریافت نکردند. پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا (1990) و مقیاس اضطراب کتل (1957) پیش و پس از مداخله برای هر دو گروه اجرا شد. دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس و نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: یافتهها نشان داد که بین نمرات پیشآزمون و پسآزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری از لحاظ آماری وجود دارد (001/0›P). بدین معنی که مداخله شناختی رفتاری موجب کاهش نمرات نگرانی و همچنین اضطراب در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده بود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر مشخص میکند که مداخله شناختی رفتاری بر آماجهای درمان از نظر بالینی اثربخش بود و در کاهش نگرانی زنان مبتلا به ام اس با علائم اختلال اضطراب فراگیر از کارآیی لازم برخوردار است.
علی افشاری؛ احمد اسمعلی کورانه
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه تنظیم خلق منفی، رفتار شخصی و شیوه زندگی در بیماران سرطانی، قلبی و عادی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و علی- مقایسهای است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران سرطانی و قلبی مراجعهکننده به مراکز درمانی سطح شهر ارومیه در 3 ماهه اول سال ۱۳۹۷ بود. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 75 نفر ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه تنظیم خلق منفی، رفتار شخصی و شیوه زندگی در بیماران سرطانی، قلبی و عادی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و علی- مقایسهای است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران سرطانی و قلبی مراجعهکننده به مراکز درمانی سطح شهر ارومیه در 3 ماهه اول سال ۱۳۹۷ بود. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 75 نفر از بیماران سرطانی، 75 نفر بیمار قلبی و همچنین 75 نفر افراد عادی، بهعنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم خلق منفی کاتانزار و میرنز (۱۹۹۰)، پرسشنامه شیوه زندگی پندر (2008) و پرسشنامه رفتار شخصی کولینز و همکاران (۱۹۷۳) بود. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد در تنظیم خلق منفی، رفتار شخصی و شیوه زندگی بین بیماران قلبی و افراد عادی با بیماران سرطانی تفاوت معنیدار وجود دارد (01/0>p). همچنین بین تنظیم خلق منفی، رفتار شخصی و شیوه زندگی بیماران قلبی و افراد عادی تفاوت معنیدار وجود ندارد (01/0<p). نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده میتوان گفت که بیماران سرطانی نسبت به بیماران قلبی و افراد عادی مشکلات بیشتری در تنظیم خلق منفی، رفتار شخصی و شیوه زندگی تجربه میکنند.
علی افشاری؛ فاطمه کاظمی مهیاری
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه مؤلفههای شخصیت، نشخوار فکری و خودشفقتورزی در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس و افراد عادی انجام شد. پژوهشحاضر از نوع کاربردی و علی-مقایسهای است. روش: جامعه آماری شامل کل بیماران دارای اختلال میاستنی گراویس شهر تهران بود. با استفاده از روش نمونهبرداری در دسترس 100 نفر (50 بیمار مبتلا به میاستنی ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه مؤلفههای شخصیت، نشخوار فکری و خودشفقتورزی در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس و افراد عادی انجام شد. پژوهشحاضر از نوع کاربردی و علی-مقایسهای است. روش: جامعه آماری شامل کل بیماران دارای اختلال میاستنی گراویس شهر تهران بود. با استفاده از روش نمونهبرداری در دسترس 100 نفر (50 بیمار مبتلا به میاستنی گراویس و 50 فرد عادی) در نظر گرفته شد. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه شخصیتی نئو (کوستا و مککریف 1985)، سیاهه نشخوار فکری (نولن-هوکسما، 1991) و مقیاس خودشفقتورزی (نف و براتوس، 2003) بود. برای تحلیل دادهها از روش آزمون تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد بین بیماران مبتلا به میاستنی گراویس و افراد عادی از لحاظ مؤلفههای شخصیت، نشخوار فکری و خودشفقتورزی تفاوت معنادار وجود دارد (01/0>P). نتیجهگیری: بنابراین تلاش در راستای بررسی نشخوار فکری و روانآزرده میتواند گامی مهم جهت ارتقای سلامت روانی بیماران میاستنی /گراویس باشد.